Skip to main content

ابن سینا

  • حسین ابن سینا ابن عبدالله
  • فیلسوف، پزشک، موسیقیدان قرن چهارم و پنجم ه.ق

آثار در زمینه موسیقی:

  • الشفا (دورازدهمین رساله)/عربی
  • النجات(خلاصه کتاب الشفا – بخش موسیقی)/عربی
  • دانشنامه علایی(بخش موسیقی – خلاصه کتاب النجات به زبان فارسی)

 

ابن سینا، موسیقی و نبوغ:

“…شیخ الرئیس این عصارۀ هوش و فطانت، با آنکه خود نوازنده نبوده و به اصطلاح اهل موسیقی هیچ‌گاه دستش را با سازی آشنا نکرده است، نوآوری‌های خیره‌کننده‌ای در این صناعت آورده که دیگران با آنکه از یک‌سو دست‌آشنا با ساز بوده و از سوی دیگر خود از اساطین{ستون‌های}این صناعت در نظر و عمل بوده‌اند، به کلی از این نوآوری‌ها غافل مانده‌اند…”

 

در نظری بر کتاب جوامع علم موسیقی“:

“…برای مثال چنان‌که در این متن آمده شیخ در برابر ابعاد متفق و متلائم حقیقی و مورد پذیرش همگان، از یک نکتۀ ظریف در بُعد ذوالکل استفاده کرده و می‌گوید: از آنجا که در «ذوالکل»، هر یک از دو نغمۀ تشکیل‌دهندۀ این بُعد می‌توانند جانشین یکدیگر شوند، پس به موازات ابعاد «ذوالاربع» و «ذوالخمس» ملائم حقیقی، می‌توان ذوالاربع و ذوالخمس بدلی را بنا بر نام‌گذاری شیخ به دست آورد که آنها ملائم و متفق‌اند. مثلاً در بُعد ذوالکل (1/2   8/4) به جای نغمۀ 4 می‌توان نغمۀ 8 را که با یک ذوالکل شکل داده، نشاند و بر اثر این جانشینی، اگر یک بُعد ذوالاربع حقیقی متفق سه چهارم داشته باشیم، بُعد متفق هشت سوم نیز از تعویض نغمۀ 4 با نغمۀ 8 خواهیم داشت که بُعد متفق بدلی است؛ بُعدی که در میان نوازندگان زمان شیخ، شبهه‌ها برپا کرد و موافق و مخالف‌ها در برابر هم ایستادند تا این بُعد را نواختند و بر صحت آن با این نواختن، مُهر تأیید گذراندند و در این متن آمده که این ملائمۀ بدلی چه دامنۀ وسیع در ابعاد متفقه در این صناعت به وجود آورده است. در قسمت ایقاع نیز شیخ در مبحث «اتانین» طرح‌های نکو آورده و در تطبیق «اتانین» با عروض شعری، نوآوری‌هایی به دست داده است.

 

همچنین بخوانید:

ابن‌سینا؛ موسیقی‌دان یا موسیقی‌شناس؟/ تألیفات ابن‌سینا در موسیقی

بخشی از این مقاله: “…شیخ‌الرئیس در همه علوم حضور جدی دارد. وی وقتی وارد مباحث علوم مختلف می‌شود می‌گوید که «اینک مرد کو علم؟» اما وقتی به علم موسیقی می‌رسد، می‌گوید که «اینک علم، کو مرد؟». ابن‌سینا در علم موسیقی یک استثناست و از معدود اهالی کلمه و معنی است که هر دو علم «ایقاع» و «عروض» را به خوبی هرچه تمامتر می‌شناسد. در قرون مختلف متاسفانه عروضیان که اهل کلمه و معنی بودد، به درستی علم «ایقاع» را درک نکرده و در مقابل اهالی موسیقی نیز علم «عروض» را نمی‌فهمیدند…”

 

لینک منبع.

—> ما را در نوشتن این مقاله یاری کنید.  < —

دیدگاه خود را ثبت کنید