Skip to main content

ضرورتِ سازشناسی:

پیش از آن‌که به معرفیِ سازهای ایرانی بپردازیم، لازم است خاطرنشان شویم موسیقیِ ایرانی را نمی‌توانیم مجزای از سازهای‌اش بدانیم؛ همانطور که “ژان دورینگ” هنرمند و محققِ فرانسوی پس از سال‌ها پژوهش در موسیقیِ ایرانی و یادگیریِ تار و سه‌تار نزد بهترین استادان آن زمان از جمله علی‌اکبرخان شهنازی، نورعلی برومند، داریوش صفوت، یوسف فروتن و… در این‌ باب در کتاب‌ش (سنت و تحول در موسیقی ایران) چنین آورده است:

“…موسیقی شرقی به رغم ردیفِ دقیقی که برخی آن را از بر دارند، و حتی نت نویسی وضبط شده است یک امر مجرد نیست، بلکه تنها وقتی به وجود می‌آید که نواخته می‌شود. تنها با مطالعه‌ی نت‌نوشته‎‌های موسیقی سنتی، نمی‌توان عمیقاً به موسیقی سنتی ارج نهاد، قضاوتی بر آن داشت یا آن را فراگرفت. برای درک و در نظرگرفتن زیبایی‌شناسی آن. باید از آداب و اصول ساز زدن فراگذشت، مفهوم شعر و آواز را دریافت، مفصل‌بندیِ جملات را فهمید و در درس‌های پایان‌ناپذیر شرکت کرد…

…ممکن است مقدار جایی که به تحقیق و مطالعه در باب سازها و فن اجرای آن‌ها تخصیص یافته، در مقایسه با مسئله موسیقی به معنای کامل کلمه، به نظر زیاده آید، لکن این امر از آن جهت است که چنانکه گفتیم موسیقی ایرانی چندان به صورت تجریدی وجود ندارد و بیش از هر چیز به سازهای‌اش، به خصوص به فن اجرای سازهای‌اش بستگی دارد. اگر ویژگی‌های فنی نواختن سازها در نظر گرفته نشوند، تحقیق در بابِ زیبایی‌شناسی موسیقایی نامفهوم خواهد بود. در مورد موسیقی ایرانی، فن اجراست که سبک را تعیین می‌کند، و کوچکترین تعدیل و تغییر در فن اجرا یا صدا نتایج قابل ملاحظه‌ای در موسیقی به بار خواهد آورد. در باب ساها نیز مسئله به همین نحو است؛ افزودن یک سیم اضافی، یا شیوه‌ی خاص در گرفتن ساز، یا نجوه‌ی کوک کردنِ ساز، فن اجرا را تغییر می‌دهد، و به تبع آن سبک و موسیقی هم تغییر می‌کند…

…ضمن تحقیق در فن اجرای سازها، به گونه‌یی غیرمستقیم به فن اجرای آرایه‎‌ها می‌رسیم، زیرا متوجه می‌شویم که حتی بعضی از آرایه‌ها غیرقابل تفکیک از فن اجرا هستند، و اجرای آن‌ها جز با بعضی از سازهای خاص ممکن نیست. اما اب این حال آرایه بخش متمم یک آهنگ نیست، زیرا آهنگ بدون آرایه قابل فهم نیست…” {ص14-15}

 

 

 

تمایز و تشابه: (سازشناسیِ ایرانی و غیرایرانی)

همانطور که در کتاب ” شناخت دستگاه‌های موسیقی ایرانی” شاهد هستیم، از انواع دسته‌بندی‌ها سخن به می‌یان آمده است. نگارنده یکی از این دسته‌بندی‌ها را رده‌بندی بر اساسِ وسیله و ابزار اجرا عنوان نموده و از همنوازی سازهای غربی و ایرانی، نمونه هایی آورده است و در ادامه چنین می‌گوید: “کاربرد سازهای غیرایرانی برای اجرای موسیقی دستگاهی{کلاسیک ایران} تأثیرات گوناگونی ایجاد می‌کند: از یک طرف صدا را داریم و از یک طرف نوعی لهجه‌ی کم و بیش غریبه؛ از یک طرف به وجود آمدن امکانات بیانی تازه را داریم – با یک پیانو کارهایی می شود کرد که با هیچ ساز دیگری نمی‌شود – و از یک طرف حذف ویژگی‌هایی را که شخصیتِ یک موسیقی را می‌سازند- هیچ پیانیستی نمی تواند شخصیت نی را در مثلا دشتی بازآفرینی کند.

به کارگیری این سازها در موسیقی دستگاهی تا آن که به ذائقه ی موسیقایی افراد مربوط می‌شود موضوع چندان بحث‌پذیری نیست. اما به عنوان یک واقعیت نباید از یاد برد که میان یک فرهنگ موسیقایی و سازهای آن فرهنگ ارتباط دوطرفه‌ی نیرومندی برقرار است: سازها به گونه ای تکامل پیدا می کنند که بتوانند موازین سیستم را محقق سازند؛ از آن طرف هم امکانات سازها است که حدود و ثغور و مرزهای سیستم موسیقایی را مشخص می‌کند. از این زاویه که در موضوع دقیق شویم میان نظام موسیقی دستگاهی و به خصوص تار و سازهای هم خانواده‌اش رابطه‌ی استواری خواهیم یافت. بسیاری از خصوصیات نظام دستگاهی در سایه‌ی منطق تار و سه‌تا هویت یافته‌اند و بقیه‌ی سازها به فراخور امکاناتشان کوشیده‌اند این منطق را بازآفرینی کنند. {ص30}

مبحث دیگری که مطرح می‌شود، سازهای بومی‌ای هستند که در موسیقیِ فولکلور کاربرد دارند و خواستگاه‌شان منطقه‌ی خاص جغرافیایی است و خود فرهنگ خاص مردمان همان منطقه را در اجراهای ترانه‌ها و نغمه‌ها و مقام‌ها بازتاب می‌دهند. گاهی برخی از این سازها مدت‌ها پیش توسط مهاجران، مسافران و… از فرهنگ‌ها و کشورهای دیگر وارد موسیقی بومی ما شده‌اند و به خاطر تشابهات و برخی وجوه تمایز به تدریج به دل موسیقی آن منطقه نشسته اند، نظیر بسیاری سازهای کوبه‌ای که اکنون در موسیقی جنوب کشور رایج هستند و بروشنی ریشه‌هایی آفریقایی-ایرانی دارند. {با ذکر منبع بررسی شود!!!}

— >  ما را در تکمیل این مقاله یاری کنید. < —

دیدگاه خود را ثبت کنید